محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

572

تحفه خانى ( فارسى )

[ 204 ] مقاله در بيان حمّى و تعريف حقيقت حمى چنين كرده‌اند كه الحمى حرارة غريبة ضارة الافعال تنبعث من القلب الى الاعضاء يعنى تپ حرارتيست غريبه مضر بافعال صادر از شخص كه حين صحت اين افعال ازو بروجه كمال صادر مىشد و حدوث او از صدور فعل بروجه كمال مانع است و قيد غريبه احتراز از حرارت غريزى است زيرا كه حرارت غريزى سبب مرض نمىشود و مضر بافعال نيست زيرا كه افعال صادر از شخص به او طريق سلامت است و سبب حمى اگر مرض است از امراض او را حمى عرض مىنامند و اگر اولا بالذات خود حادث شده بىسابقه مرضى او را حمى مرض مىنامند پس در عرض و مرض تنقيه و عدم تنقيه لازم در وجود و عدم است يعنى وجود او بوجود مرض است و عدم او بعدم مرض است و حمى منقسم به چهار قسم مىشود زيرا كه تعلق حرارت اولا خالى ازين نيست كه بارواح است و يا باخلاط بدن است و يا باعضا است پس اگر تعلق او اولا بارواحست او را حمى يوم مىنامند زيرا كه در اكثر مدت اخذ و ترك او يك روز پيش نمىباشد و او را بعبارت يونانى مقيماروس مىنامند كه مراد از مقيماروس پيش ايشان حيوانيست كه از زمان تولد تا زمان قطع حيات او يك روز بيش نيست و ثانى كه تعلق باخلاط بدن دارد و اين دو قسم مىشود زيرا كه حرارت موجب تسخين اخلاط مىشود و يا موجب تعفن اوست و پس اولى را حمى مونوخس مىنامند و ثانى را حمى عفنى و رابع را حمى دقى مىنامند و ببايد دانست كه حدوث حمى يوم از اسباب باديست و مراد باسباب بادى اسبابيست كه از اخلاط بدن نباشد و اين اسباب بسيار است فرحى